اه ... اشک یک نفر توی دنیا بعد از دو سه سال منو به خودم اورد
اون منو طوری شکست که مطمعنم هیچ وقت زخمش خوب نشه
نسبت به اسمش ، قیافش . اصن همه چیزش فوبیا دارم (فوبیا: کلمه ی فرانسوی به معنای ترس )
داستان دریاچه ی من هیچ پایان شادی نداشت !!!!
امروز انسانی دیگر هستم . با قالبی متفاوت . با پست های متناسب و اندوه های متناوب ....
شاید یک سقوط شاید یک پرواز
یکی از این دو ، زندگی ام را فراگرفته .
رویای قدیمی با نور های درخشان و زیبا در شب منتظر من است
برایش تلاش می کنم و بالاخره به او خواهم رسید
من پا به دریاچه رویایی فریبنده ای گذاشتم ! بی انکه بخواهم در ان غرق شدم !
اول لذت بخش بود ولی بعدش که رسید احساس زیبا به زمان سپرده شد !
خنده ها محو شدند و اشک ها جاری گشتند !
ذره ذره بدنم تجزیه شدند ! دریاچه مرا در خود حل کرد !
آن زیبایی فربنده بیشتر از یکی دو سالی ارزایم نکرد !
بعدش ولی ذره های وجودم را تشخیص دادم و انرا از محلول دریاچه زیبا جدا ساختم !
طولی نکشید که خودم را نجات بخشیدم و حال در دریای بزرگ حرکت می کنم نه غرق در دریاچه ی کوچکی باشم
بعضی ادم ها در اعماق اقیانوس اند !
در اوج سیاهی شناور اند . دریغ از ذره ای نور .
روی اونها موجی سیاه وجود داره و بالای اون موج ابری تاریکه .
تلاشی برای نجاتشان نمی کنم .من فقط به انها نگاه می کنم و تصمیم می گیرم .
برگرفته از خواندنی ترین کتاب خلقت
چیزی نمی گذره که می بینی ...
دقیقه ها می گذرن ..ساعت ها می گذرن ..روزها ..و ماه ها و فصل ها و سال ها !!
وقتی که در ارزوهای بزرگ غرق شدی می گذرند ..لحظه ها بدون خداحافظی برای همیشه می روند ..
ارزوهایی بزرگ . رویایی بزرگ ..هدفی بزرگ ..تلاش و زحمت ها ...
انقدر تلاش می کنی که اخر شب ها وقتی که در ایینه نگاه می کنی خودت را نمی بینی!
شب ها با افسانه ات به خواب میروی . روحت تا عرش را طی می کند . فکرهایی بزرگی داری
بزرگ تر از کهکشان ها ...
کم کم موجود بی نهایتی را در جسم محدودت احساس می کنی !
باد ها دیگر برایت ازاردهنده نیستند و باران ها برای ارامشت کافی نیستند !!
لبخندهای مصنوعی جلوی غم های خسته کننده ..
و ...و ...و ....
و روز تولدت می رسد و به خود می گویی یک سال پیر شدم و اصلا نفهمیدمش !!
یک سال رفت و من لکه ای از ان ارزو ندیدم ..
ان وقت است که دیگر منفجر می شوی و اذرخشی قلبت را می شکند و قطرات اشک روی گونه هایت جاری می شوند .
دیگر اسمش گریه نیست ...ان اشک های یک سال است ...
اه خدای من !! امروز یک سال به عقب رفتم !
نمی دانم این تلاش لعنتی باید تا کجا ادامه داشته باشد !!
سلام ! خب همین طور که شاید بدونید دو روز پیش اهنگ لومپن بیرون اومد !
که از نظر من ترکیب اهنگ کلاسک و رپ به خوبی اجرا شده بود ! چیزی که من حتی توی کارهای EMINEM ندیده بودم !
که نو اوری خوبی بود ! و طبق گفتۀ مهراد عزیز این اهنگ برای فرد خاصی نیست بلکه در رابط با عده ای از خواننده های ایرانیه .
و مهراد اضافه کرد که جدیدا ترجیح میده در اهنگ به جای حرف های عادی از مفهوم در کلامش استفاده کنه (البته من مفهوم رو قبلا در ورس های هیدن دیده بودم ..)
از نظر من هم آهنگی که مفهومی در ان وجود داشته باشه ارزش بیشتری داره و من با مهراد موافقم چون درباره اون مفهوم فکر شده و مطمعنا زمان و زحمت بیشتری هم احتیاج داشته !
و از نظر من ورس های مهراد در اهنگ فوق العاده بودن و زخمی هم خوب بود .
من که بسیار پسندیدم . شما هم نظراتتون رو در همین پست بگذارید .
راستی این اهنگ رو میتونید از امکانات وب واقع در پایین صفحه گوش بدید .